عصرهای اردیبهشت ...

عصرهای ماهِ اردیبهشت را باید ،
 چای لاهیجان بریزی در فنجانهای چینی قدیمی...

چند پَر بهار نارنجِ شیراز هم بیندازی توی داغیِ فنجان ،
  و در همین عالَمِ مستی و بی خبری،
     دستِ "یار جان"ِ دلت را بگیری ...!

خیره شوی در مردمکهای بی تابش ،
و بی فکر ،
  به آنچه گذشته  ،
            و آنچه در راهِ فرداست ...

چاره ای برایش نگذاری ،
جز آنکه در لحظه ای ،
به کوتاهی سرد شدنِ بخارِ چای تازه دَم،
لبهایش را بیاوَرَد کنارِ گوشهایت
                     و به آرامی زمزمه کند :

" چه خوب است که هستی ، جانم ..."

و....
 آی می چسبد این عصرها،
         که بندِ دلت ،
       با همین یک جمله پاره می شود...!



 

آزاده رمضانی



منبع: http://cafesetareh.blogfa.com/